|
دوستان و همدلان عزیز و عالیقدر درود و سلام برشما! درست یک سال قبل درهمین روززنگ تیلفون سکوت منزلم رابرهم زد،گوشی را برداشتم آنسوی خط صدای مردی ازتبارفرهیخته گان ادب وهنررُح ناآرام وافکارپریشانم را بنوازش گرفت و ضمن تشویق ازکارهایم مرا در ایجاد این صحیفه رهنما شده دستم را گرفته،وارد بزم آینه دلان وفرهنگیان پاکیزه سرشت ساخت وهمیشه بانظریات سازنده مرایاری میرساند. واین بزرگ مرد میدان شعر و ادب استاد گرانقدر حضرت ظریفی عزیز میباشد. "آموی خروشان"در۲۴اپریل سال گذشته زاده شدومن بادست نوشته های ناچیزم برای خویش جسارت حضور درین بزم را داده و قدم درآن نهادم ؛درین مدت گرمای محبت هریک شما عزیزان باعث جرأت بیشترمن شده ودستانی ازهرگوشه وکنارصمیمانه دستم رافشردندودرین میان دست توانمندی رااحساس نمودم که درنخستین حضورش در"آموی خروشان" مراقوت بیشتر بخشید واین مرد بزرگ شاعری والا مقام وشیرین کلام ازدیارحافظ بزرگوار،خاک مقدس شیرازاستاد خلیل شفیعی میباشد که همیشه سروده های ناچیزم رانقادانه ارزیابی نموده با ارائه پیشنهادات سازنده مرا دربهترسازی آن یاری میرساند.بدون شک هریک شما عزیزان طی این مدت برایم بهترین خاطرات رابیادگارگذاشته اید که اینک از همه ی شما اظهار سپاس و امتنان مینمایم بخصوص از : ـ شاعر شیرین سخن عزیزه جان عنایت ـ دوست نازنین و گرامی من پیام گودرزی شاعریکه با همت و توانائی خاصش موفق به ترجمه کلام الهی درقالب نظم گردیده که امید روزی نسخه های آن را دردست داشته باشیم. ـ برادر ارجمندم سائیس عزیز شاعری از سرزمین درد و رنج افغانستان ـ برادر گرامی ام عارف جان یوسفی ـ استاد ارجمند جهانمهر هروی ـ غزل و مثنوی سرا شیرین بیان بابا حکیم از سرزمین هنر و ادب ایران باستان ـ نویسنده و شاعر توانا خانم زهرا پیشرفت استاد دانشگاه ـ شاعر و ادیب ورزیده و گوینده ی رادیو تهران خانم ناهید حقی ـ دوست ارجمند من مهندس عبدی ـ دوست بزرگوارم آذرباد ـ دوست بزرگوارم طنز نویس خوب کشور میرزا ملامت ـ دوست ارجمندم طنز نویس ورزیده وطن کاکه تیغون ـ طنز نویس خوب دوست عزیزم احسان سلام ـ دوستان ازدیارنازنینم :حسیب جان حاجتی،حسیب جان شریفی،عصمت الله جان مهربان؛ رحمت الله جان عزیز شاعر شیرین بیان؛ سید حمیدالله جان، خواهرم نیلاب جان نصیری برادرم غفار جان صالحی ؛امید جان و برادر عزیزم قیس جان محمدی خواهرانم هریک:آرزو جان ؛ ملالی جان شبنم؛ فوزیه جان یلدا؛ شهلا جان ایزدی . ـ شاعر و نویسنده ورزیده مژگان جان شفا ـ شاعر گرانقدر و دوست خوبم روح الله احمدی ـ شاعر گرانقدر کریمه جان ملزم ـ دوست خوبم شاعر گرامی علی رستمی ـ دوست گرانقدرم فرید صلواتی ـ دوست خوبم شاعر شیرین سخن بینا ـ دوست نازنیم صحبت گرامی و همه عزیزانیکه درین مدت باعث رهنمائی وتشویق من در کارهایم گردیده اند. سروده ای که پیشکش حضورتان میگردد قسماًبیانگرمشخصات حقیربوده ودستاوردیست که از جاده ی پر خم و پیچ زندگی توأم با نا گواری هایش باخود دارم: آینه دلان سرمست و خرابیم و جنون پیرهن ماست مجنون صفتانیم و بیابان وطن ماست در مجلس دل قصه بجز عشق مگوئید چون گوهر نایاب همانا سخن ماست در مذهب آینه دلان باده حلال است از خاک در میکده ترکیب تن ماست هر ناله ی جانسوز که از سینه برآریم شمعیست فروزنده که در انجمن ماست گلواژه ی ما رشک گلستان ارم شد هر بیت غزل لاله ی زیبا چمن ماست بر مرده ی ما چنگ و ربابی بنوازید کز خون دل عاشق رنگین کفن ماست ما خرقه و سجاده ی تذویر دریدیم بی رنگ ریا جامه «زریرا» به تن ماست + نوشته شده در Fri 24 Apr 2009 0:18 AM توسط زریـــــــــــر |
|