|
" شعر اینگونه که آتش به دلم می بارد باید از آب درآید غزلی طوفانی" خلیل شفیعی شاعریست بلند اندیش و صبورکه در پهنای شعر پارسی با متانت واستواری گام برمیدارد .شعراو گذشته را به امروزپیوندداده پنچره ی است بسوی فردا های درخشان ورنگین زبان پارسی ـ دری. بیت بالا مقطع غزل زیبای ازین شاعر گرامی میباشد که در شروع کار شاعر از انتهای شکسته نفسی که خصلت بزرگمردان است ، خویشتن را خسته و ناتوان در وادی ادب وزندگی نشان داده و از بمقصد رسیدن "تو" الهام گرفته برایش نیرو و جرأت حرکت درین مسیر را میدهد. وقتی او میگوید" عشق ما عشق زمینی ست بسوزد زاهد" کارش را منحصربفرد ندانسته و کاربرد"ما"درین مصرع درخشش خاص دارد. دوستان وهمدلان عزیزمیتوانند به این آدرس از مزایای شعر وی مستفید شوند:http://kh-shafee.blogfa.com/ سروده ی زیر را تقدیم حضور این شاعر گرانقدر میدارم که امید با وجود همه کاستی هایش آنرا از من بپذیرد : طوفان ای دوست بیک زمزمه طوفان شده ای تو باران دل ودیده ی یاران شده ای تو دریای معانی بود آن دُر بیانت آسایش دل ها ی غزلخوان شده ای تو دوران شب تار دل من بسرآمد تا کوکب اقبال فروزان شده ای تو گیسوت چنان مشک ختن کارجنون کرد عطر نفس صبح بهاران شده ای تو درآئینه ی دل که به جزنقش خدا نیست ای جلوه ی خورشید نمایان شده ای تو سر میزند اشعار تو از سینه ی پردرد شهبال غزل! بانگ نیستان شده ای تو در سینه ی ما هیمنه ی نور به پا شد تا شمع شب افروزشبستان شده ای تو از پنجره ها نور به خورشید روان شد ای آئینه زان روز که حیران شده ای تو مانند خزان حال"زریر" است به ایام آلاله ی من ! رشک گلستان شده ای تو + نوشته شده در Sun 17 May 2009 1:20 PM توسط زریـــــــــــر |
|