|
شهاب غمزده بارد جنون زابرغریبانه یکنواخت طوفان زندگانی دیوانه یکنواخت درازدحام شهروتقاطع وکوچه ها سرعت به خط وسیرپلیدانه یکنواخت هرجا که جغد هست به معنای غربت است آغوش غم و گوشه ی ویرانه یکنواخت دلگیرمی شوم ز سکوت شب و کویر بغض است در گلوی غم خانه یکنواخت ما در زمانه کشتن خورشید دیده ایم!؟ خاکستری است قصه ای پروانه یکنواخت فانوس دل به سینه ی ایام میکشد خط شهاب غمزده جانانه یکنواخت ناقوس دلخراش کلیسای شهر ما! آهنگ ماتم است غریبانه یکنواخت بس کن "زریر" مستی خود را عیان مکن میسوزد عاقبت همه میخانه یکنواخت + نوشته شده در Sat 15 Aug 2009 12:50 PM توسط زریـــــــــــر |
|